سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

72

تاريخ ايران ( فارسى )

ذكر مينمودند و اين در حقيقت يك تشريف بىسابقهء بوده است . بهترين نمونهء صفات سلطان سنجر طرز رفتار او با رشيد الدين و طواط است ، توضيح اينكه سنجر وقتىكه آتسز را در قلعهء هزار اسپ محاصره كرده بود به انورى امر كرد ابياتى كه موجب هراس و تشويش خاطر دشمن باشد بگويد ، بعد آن را بدنبالهء تيرى نوشته به داخل قلعه انداختند و آن ابيات اين است . « ايشاه همه ملك زمين حسب تراست * وز دولت و اقبال جهان كسب تراست امروز بيك حمله هزار اسپ بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسپ تراست ولى وطواط كه در خدمت آتسز بود چنين گفت : شاها كه بجامت مى صافى است نه درد * اعداى ترا ز غصه خون بايد خورد گر خصم تو ايشاه بود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب نتواند برد سنجر از اين جواب كه زخم نيشى به او بود در غضب شد و فرمان داد تا وطواط را دستگير كنند ، وقتى كه او را گرفته بحضور آوردند امر شد او را هفت‌پاره كنند ، چنانچه اين امريه بموقع اجرا ميرسيد شايد لكه‌اى بجوانمردى او وارد ميشد ، ولى اينجا يكى از نديمان شفاعت از وطواط كرده و گفت شهريارا وطواط مرغى است كوچك و خرد و نميشود او را هفت پاره كرد پس خوب است او را به دو نيم سازند . سنجر از اين حرف خنديد و از تقصير شاعر درگذشت . تجديد حيات خلافت خلافت خلفاى عباسى در دورهء اقتدار و عظمت پادشاهان سلجوقى جز اسم چيزى نبوده است . تا آنكه المسترشد به روى كار آمده وى در دورهء خلافت هيفده‌ساله‌اش چون سلاجقه گرفتار جنگهاى داخلى بودند از موقع استفاده كرده به تحكيم مبانى خلافت و استقلال آن پرداخت 512 ه ( 1180 م ) . المسترشد تا اندازه‌اى بمقصودش نائل آمده ولى طولى نكشيد كه گرفتار حملهء زنگى « 1 » گرديد كه دشمن زبردست صليبيان بشمار ميآمد ، او تسليم شده و در آخر بقتل رسيد و بايد دانست كه رشيد پسر و جانشين او هم همين سرنوشت را پيدا نمود ، ليكن در زمان مكتفى بالله استقلال خلافت بپايه‌اى رسيد

--> ( 1 ) - Zengi